دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
394
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
هنوز در پشت آن قابل رؤيت است . چند تا از قاليهاى قبلى و نمونههاى بعدى كه سبك و شيوه گروه اصلى آنها هنوز كاملا مشخص نشده و داراى طرح ظريف و خطى است ، نخنما شده و تاروپود ابريشم بيرون زده است « 1 » . از طرف ديگر از ويژگيهاى قالى « لهستانى » تحول آنها از طرح خطى به طرح نقشهاى است تحولى كه بالاتر از همه در چشمپوشى از زمينه تكرنگ جلوه يافته است . پيچكها جاى خود را به مرزبندى ترنجهاى نامنظم داد كه با رنگهاى گوناگون پر شد و به صورت مستقل جلوهگر گشت . با اين گرايش به همكنارى زمينهها با سايههاى گوناگون بهجاى متقابل كردن آنها با يكديگر همچون ترنج قاليهاى اوليه ، جاى تعجب نبود كه نقوش قابقابى بار ديگر احيا گردد . با چشمپوشى از زمينه هماهنگ و محو كامل ترنجها ، ترنجها ضميمه طرح قابى شد و كاركرد پوششى خود را از دست داد . هرجا كه آنها ظاهر شدهاند ترنجها را كه تقريبا متصل به يك نقش ترنجى است و زير آنها قرارگرفته و صرفا حكم يك گل سرخ پوششى را در نقاط مماس واحدهاى طرح و يا نقشمايههاى پركننده ، پيدا كرده ، حفظ نموده است . در جزئيات ، محو كامل خطوط كنارى در اشكال باشكوه باروكگونه و تجمع پيچكهاى كوتاه مدور و برگهاى ريز پرهشكل ديده مىشود . يكى از مهمترين شگردها و تمهيدات ، برگ اسليمى است كه تا حدود زيادى نمايانگر تركيببندى است و در نظام پيچكى ابتدائى حكم نقشمايه انتهايى را يافته است . برگهاى پهن نوكتيز در نقشمايه ثانوى پيچكى و بتهجقهها يادآور قالى نوع پسين « هرات » است . تعداد بيشمار قاليهاى « لهستانى » باقيمانده ما را قادر مىسازد تا به فن طرحافكنى طرحهاى آن نظرى بيفكنيم . نقوش با يك يا چند استثناء از سيزده طرح مايهگرفته كه با گزينش بخش و ترنج و خطوط مرزى متفاوت فرق كرده ، تا آنجا كه مثلا يكسرى قاليهاى كوچك بوجود آورده كه اساسا متكى بر چند قالى بزرگ هستند . علاوه بر اين تشابهات ، مىتوان چهل دو قالى مشابه تعيين كرد كه مثل قالىهاى جفت حتى در مرزبنديها و طرحاندازى رنگها شبيه هم هستند . اروپائيانى كه در سده هفدهم از ايران ديدن مىكردند تحتتأثير شكوه قاليهاى ابريشمى زربفت و سيمبافت قرار مىگرفتند و آنها را در گزارشهاى خود وارد مىكردند و چنانچه در مقدمه اشاره داشتيم همين گزارشها ما را قادر مىسازد تا اين قاليها را از آن كاشان و يا اصفهان بدانيم و تاريخ آنها را مشخص كنيم . قاليهاى زربفت ابريشمى كاشان در سال 1601 م . در خارج از ايران شناخته شده بود . ترديدى نيست كه انتقال پايتخت به اصفهان كارخانههاى اين نوع قاليها را در حوالى سال 1600 م . به اصفهان منتقل كرده است و تاورنيه مىنويسد كه اين كارخانهها در
--> ( 1 ) - همان ، لوحههاى 1242 ، 1243 .